قهرمانان و درسهای ۱۱ سپتامبر Articles
Sep 14, 2026
میتوانیم سپاسگزار باشیم که حملهای در ابعاد ۱۱ سپتامبر تکرار نشد؛ اما حتی امروز نیز نمیتوانیم اجازه دهیم که دچار غفلت و آسودگی شویم.
نوشتهٔ پل ولفوویتز
ترجمه و تنظیم: آلبرت بوته ساز
سپتامبر ۲۰۲۶
بیستوپنج سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر، این سالگرد همچنان روزی ویژه برای گرامیداشت یاد کسانی است که جان خود را از دست دادند و قهرمانانی که برای نجات دیگران جان خود را به خطر انداختند و در بسیاری موارد، آن را فدا کردند.
من آن روز در پنتاگون بودم و هنگامی که پرواز شماره ۷۷ خطوط هوایی امریکن ایرلاینز به ساختمان برخورد کرد، شدت این حادثه را احساس کردم. پس از آن شوک اولیه، نظامیان و کارکنان غیرنظامی، بدون توجه به خطر، به سوی محل حادثه رفتند تا به دیگران کمک کنند. حتی دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت، به سمت شعلههای آتش دوید و در انتقال مجروحان از محل سقوط هواپیما کمک کرد. بسیاری از کسانی که در آنجا برای نجات دیگران تلاش میکردند، مردان و زنانی بودند که من هر روز با آنها کار میکردم. هیچکس نمیدانست آیا هواپیمای دیگری در راه است یا حمله به پایان رسیده است؛ اما آنها با وجود این خطر، وارد عمل شدند.
در مجموع، ۲۹۷۷ نفر در آن روز در نیویورک، پنتاگون و پنسیلوانیا کشته شدند. در میان آن وحشت، شجاعتی نیز به نمایش گذاشته شد. در نیویورک، آتشنشانان، افسران پلیس و دیگر نیروهای امدادی به ساختمانهای در حال سوختن وارد شدند؛ ساختمانهایی که هزاران نفر در تلاش بودند از آنها فرار کنند.
یکی از قهرمانان آن روز ریک رسکورلا، مسئول امنیت شرکت مورگان استنلی در مرکز تجارت جهانی، بود. او کهنهسربازی بریتانیایی و از نیروهای سابق جنگ ویتنام بود. پس از بمبگذاری سال ۱۹۹۳، به این نتیجه رسیده بود که تروریستها بازخواهند گشت و به همین دلیل، برنامههای تخلیه اضطراری را بهطور منظم تمرین میکرد.
هنگامی که برج شمالی مورد اصابت قرار گرفت و به ساکنان برج جنوبی گفته شد در محل خود بمانند، رسکورلا به کارکنانش دستور تخلیه داد. تصمیم او جان نزدیک به ۲۷۰۰ نفر را نجات داد. سپس برای اطمینان از اینکه کسی در ساختمان باقی نمانده است، دوباره به داخل رفت. ساختمان بر سر او فرو ریخت.
مسافران و خدمه پرواز شماره ۹۳ یونایتد نیز به همان اندازه شجاع بودند. آنها پس از اطلاع از آنچه در نیویورک و واشنگتن اتفاق افتاده بود، تصمیم گرفتند علیه هواپیماربایان مقاومت کنند؛ اقدامی که تقریباً بهطور قطعی جان افراد بیشمار دیگری را نجات داد.
دو خلبان گارد ملی هوایی، مارک ساسویل و هدر پنی، از پایگاه هوایی اندروز برای رهگیری پرواز ۹۳ به پرواز درآمدند. هواپیماهای F-16 آنها فرصت مسلح شدن نداشتند. بنابراین اگر هواپیمای ربودهشده را پیدا میکردند، تنها راه متوقف کردن آن، برخورد مستقیم با هواپیما بود. آنها با آگاهی از اینکه ممکن است هرگز بازنگردند، پرواز کردند.
پرواز ۹۳ پیش از رسیدن آنها در پنسیلوانیا سقوط کرده بود، اما آنها از این موضوع اطلاع نداشتند. مسافران این پرواز کاری انجام داده بودند که بعدها هدر پنی گفت: «هرگز از آنها خواسته نشده بود انجام دهند.» آنها برخلاف خلبانان نظامی، صرفاً برای سفر کاری یا بازگشت از تعطیلات سوار هواپیما شده بودند. آنها هرگز سوگند نخورده بودند که از ایالات متحده دفاع و حفاظت کنند.
پس از ۱۱ سپتامبر، مقامهای قوه مجریه و کنگره برای طراحی و اجرای سیاستهایی جهت حفاظت از کشور در برابر حملهای دیگر تلاش کردند. درباره چگونگی این کار اختلافنظرهای فراوانی وجود داشت، اما در هدف اصلی و جدیتی که برای دنبال کردن آن وجود داشت، اختلافی نبود.
هزاران آمریکایی دیگر نیز برای خدمت در ارتش، جامعه اطلاعاتی، نیروهای انتظامی و امنیت داخلی داوطلب شدند یا برای ایجاد توانمندیهای جدید جهت دفاع از کشور فعالیت کردند. پیش از ۱۱ سپتامبر، برخی معتقد بودند نسلی که در سال ۲۰۰۱ وارد بزرگسالی میشد، بیش از حد مرفه یا بدبین است و آمادگی پاسخ دادن به یک فراخوان جدی برای خدمت را ندارد. آن جوانان خلاف این تصور را ثابت کردند؛ همانطور که آمریکاییهایی که در سالهای پس از آن با چالشها روبهرو شدند نیز چنین کردند.
پس از ۱۱ سپتامبر، آمریکا نگران بود که هر لحظه حملهای فاجعهبار دیگر رخ دهد. یکی از کارشناسان امنیت ملی هشدار داده بود که حمله هستهای تروریستی به یک شهر بزرگ «اجتنابناپذیر» است. شاید این پیشبینی، خودبهخود از تحققش جلوگیری کرده باشد؛ زیرا چنین هشدارهایی میتوانست کشور را هوشیارتر کند و مانع از وقوع حملات شود.
خوشبختانه طی ۲۵ سال گذشته، حملهای با تلفات گسترده در خاک آمریکا و در ابعاد ۱۱ سپتامبر تکرار نشده است. این نتیجه به هیچ وجه اجتنابناپذیر نبود. ایالات متحده مجموعهای از اقدامات را برای جلوگیری از حملات آینده اجرا کرد؛ از عملیات اطلاعاتی و نظامی گرفته تا تغییرات گسترده در امنیت هوانوردی.
برخی از این اقدامات بحثبرانگیز بودند و برخی دیگر، مانند صفهای طولانی بازرسی در فرودگاهها، برای مسافران آزاردهنده بودند. محدودیت حمل مایعات در هواپیما نیز پس از کشف طرحی در سال ۲۰۰۶ اعمال شد؛ طرحی برای نابودی چندین هواپیمای مسافربری در پروازهای بریتانیا به آمریکای شمالی با استفاده از مواد منفجره مایع دستساز. چنین حملهای میتوانست فاجعهای در ابعاد ۱۱ سپتامبر ایجاد کند.
تأثیر تغییرات امنیتی در صنعت هوانوردی قابل توجه است. بین سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۲، هواپیماربایی به اوج خود رسید و در این پنج سال بیش از ۳۰۵ مورد در سراسر جهان ثبت شد. در سال ۲۰۲۱، که آخرین سال دارای دادههای در دسترس بود، تنها سه مورد ثبت شد که هیچکدام تلفات جانی نداشت.
نمیتوان دقیقاً مشخص کرد کدام اقدامات برای جلوگیری از فاجعهای دیگر ضروری بودهاند. اما طی یک ربع قرن، با وجود تلاشهای مکرر دشمنانی که در پی نابودی آمریکا هستند، ایالات متحده با حمله تروریستی دیگری که حتی نزدیک به سطح تخریب ۱۱ سپتامبر باشد، مواجه نشده است. برای این دستاورد باید عمیقاً سپاسگزار باشیم.
البته درباره تصمیمات آمریکا در سالهای پس از ۱۱ سپتامبر، که میتوان آنها را «جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر» نامید، همچنان بحثهای فراوانی وجود دارد. من در بسیاری از این تصمیمات مشارکت داشتم و مورخان، سیاستگذاران و مردم آمریکا سالها پس از آنکه ما، کسانی که درگیر این تصمیمات بودیم، از صحنه خارج شدهایم نیز درباره آنها بحث خواهند کرد.
این پرسشها مهم هستند. طی ۲۵ سال گذشته، دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، همگام با تغییر شرایط، مسیرهای متفاوتی را در پیش گرفتهاند. آمریکاییها باید همچنان درباره نقاط قوت و ضعف تصمیمات آن سالها بحث کنند.
اما مراسم بزرگداشت فرصتهای دیگری برای این بحثها دارد. مراسم یادبود روز پرل هاربر، زمان مناسبی برای بحث درباره این نیست که چرا آمریکا در ۷ دسامبر ۱۹۴۱ غافلگیر شد. هنگامی که پیروزی روز «دی» در نرماندی را گرامی میداریم، معمولاً درباره این بحث نمیکنیم که چرا برنامهریزان آمریکایی خطرات موانع طبیعی پشت سواحل را پیشبینی نکردند؛ جایی که بعدها بسیاری از سربازان آمریکایی جان باختند.
۱۱ سپتامبر نیز باید چنین مناسبتی باشد: زمانی برای قدردانی از تعهد و فداکاری مشترک شهروندانمان در دفاع از این کشور بزرگ و مسئول، حتی زمانی که آمریکاییها درباره بهترین روش دستیابی به این هدف اختلاف نظر دارند.
اما یادآوری نباید به آسودگی و غفلت تبدیل شود.
مارک ساسویل، خلبان جنگندهای که آن صبح آماده بود جان خود را فدا کند، آسیبپذیری آمریکا در ۱۱ سپتامبر را نتیجه یک «شکست در قدرت تصور» توصیف کرده است.
او هشدار داده است:
«حمله بعدی شبیه این حمله نخواهد بود. ما باید آسیبپذیریها و ضعفهای خود را بهطور کامل بررسی کنیم، آنها را برطرف کنیم، انتظار غیرمنتظرهها را داشته باشیم و از وقوع آنها غافلگیر نشویم.»
این هشدار امروز حتی اهمیت بیشتری دارد.
تروریستهای ۱۱ سپتامبر برای اجرای حمله خود نیاز داشتند چهار هواپیمای بزرگ مسافربری را ربوده و آنها را به سلاح تبدیل کنند. فناوریهای جدید بهسرعت در حال کاهش منابع مورد نیاز برای ایجاد تخریب در مقیاس مشابه هستند.
ممکن است روزی گروه کوچکی از تروریستها با استفاده از پهپادهای ارزانقیمت، پیشرفتهای زیستشناسی مصنوعی یا هوش مصنوعی تهدیدهایی ایجاد کنند که امروز حتی تصور آنها را نمیکنیم.
این احتمالات نباید ما را دچار وحشت کنند؛ اما باید قدرت تخیل و پیشبینی ما را زنده نگه دارند.
بیستوپنج سال بدون تکرار فاجعهای مانند ۱۱ سپتامبر، چیزی است که آمریکاییها باید عمیقاً بابت آن سپاسگزار باشند.
اما بهترین راه برای گرامیداشت کسانی که آن روز جان خود را فدا کردند و کسانی که از آن زمان تاکنون برای حفاظت از ما تلاش کردهاند، این است که هوشیار بمانیم و هرگز دچار خودرضایتی و غفلت نشویم.
پل ولفوویتز، پژوهشگر برجسته مدعو در مؤسسه هوور است. او از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ معاون وزیر دفاع ایالات متحده بود. مولیک داکال نیز در تهیه این مقاله مشارکت داشته است.
Stay ahead of the headlines
Get an email whenever a new article or video is published — independent analysis on Washington, Jerusalem and Tehran, straight to your inbox. No noise, no spam.
Unsubscribe anytime. Prefer video? Subscribe on YouTube to catch every episode.