اعلام «حاکمیت آمریکا» بر تنگه هرمز؛ از مینروبی تا دو مسیر فرسایش اقتصادی و ضربه نظامی Articles
Aug 20, 2026
نوشته: آلبرت بوتهساز
اوت ۲۰۲۶
اعلام «حاکمیت آمریکا» بر تنگه هرمز؛ از مینروبی تا دو مسیر فرسایش اقتصادی و ضربه نظامی
نوشته: آلبرت بوتهساز
اوت ۲۰۲۶
اعلام اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه تنگه هرمز را «قلمرو جدید آمریکا» میداند، یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین تحولات مرحله جدید جنگ آمریکا و ایران است. ترامپ در ۱۸ اوت، همزمان با انتشار نقشهای از تنگه هرمز، اعلام کرد که محاصره دریایی آمریکا همچنان برقرار است و مدعی شد تنگه «باز و فعال» است و مینهای دریایی نیز پاکسازی یا منفجر شدهاند.
البته از نظر حقوق بینالملل، این اظهارات به معنای انتقال واقعی حاکمیت تنگه به آمریکا نیست. تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی است که میان ایران و عمان قرار دارد و بخش مهمی از مسیرهای کشتیرانی آن در آبهای سرزمینی عمان قرار میگیرد. بنابراین، آنچه اکنون اهمیت دارد، بیش از آنکه «حاکمیت حقوقی» باشد، کنترل عملیاتی و نظامی بر مسیر کشتیرانی است.
پاکسازی تنگه و مسئله مینروبی
یکی از مهمترین مراحل این راهبرد، پاکسازی تنگه هرمز از مینهای دریایی است. آمریکا از ماه آوریل اعلام کرده بود که نیروهایش در حال ایجاد شرایط لازم برای عملیات مینروبی هستند و ناوهای آمریکایی وارد عملیات مرتبط با بازگشایی مسیر شدند.
مینروبی صرفاً یک عملیات فنی نیست؛ بلکه پیششرط برقراری مجدد تردد منظم کشتیهای تجاری است. وجود حتی تعداد محدودی مین ناشناخته میتواند شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و مالکان نفتکشها را از عبور در منطقه منصرف کند. به همین دلیل، مسئله فقط «پاک کردن مین» نیست، بلکه ایجاد اعتماد نسبت به امنیت مسیر نیز اهمیت دارد.
هدف این مسیر الزاماً آغاز یک جنگ تمامعیار جدید نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که ایران نتواند از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار اقتصادی و سیاسی استفاده کند.
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. بنابراین، هر کشوری که بتواند امنیت عبور و مرور از این آبراه را تضمین یا مختل کند، اهرمی بسیار بزرگ در اختیار خواهد داشت.
واشنگتن اکنون تلاش میکند این معادله را تغییر دهد: به جای آنکه ایران بتواند با تهدید بستن تنگه بر اقتصاد جهانی فشار وارد کند، آمریکا میخواهد توانایی کنترل و مدیریت عبور کشتیها را در اختیار داشته باشد.
اما این سیاست با یک چالش جدی روبهروست. ایران همچنان ادعای کنترل خود بر تنگه را مطرح میکند و تهران و واشنگتن درباره وضعیت واقعی مسیر کشتیرانی روایتهای متفاوتی ارائه میدهند. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد که تردد کشتیها همچنان بسیار پایینتر از سطح عادی است.
مسیر فرسایش اقتصادی
این مسیرکه برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی الزاماً نیازی به آغاز حملات گسترده در هر مرحله وجود ندارد.
تحریمها، محدود کردن درآمدهای نفتی، کنترل کشتیرانی، فشار بر صادرات و واردات و محدود کردن دسترسی حکومت به منابع مالی میتواند بهتدریج توانایی آن برای تأمین هزینههای دولت، پرداخت حقوق و حفظ شبکههای نظامی و امنیتی را کاهش دهد.
این نوع فشار، برخلاف یک حمله نظامی گسترده، تدریجی است. هدف آن ایجاد فشار فزاینده بر ساختار حکومت است تا هزینه ادامه سیاستهای کنونی از منافع آن بیشتر شود.
در این چارچوب، تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست؛ بلکه به اهرم اقتصادی تبدیل میشود. کنترل امنیت کشتیرانی میتواند به واشنگتن امکان دهد فشار را مرحلهبهمرحله افزایش دهد، بدون اینکه الزاماً بلافاصله وارد یک عملیات نظامی گسترده شود.
مسیر ضربه نظامی
این مسیر میتواند شامل حمله به زیرساختهای نظامی، موشکی، دریایی و اقتصادی ایران باشد. هدف چنین راهبردی لزوماً اشغال ایران نیست، بلکه تضعیف ظرفیتهایی است که جمهوری اسلامی برای ادامه جنگ، تهدید کشتیرانی و حفظ برنامه موشکی و هستهای خود به آنها نیاز دارد.
در واقع، مسئله اصلی تصمیمگیری در واشنگتن این خواهد بود که چه زمانی فشار اقتصادی دیگر کافی نیست و آیا استفاده از قدرت نظامی میتواند نتیجهای به دست آورد که تحریم و محاصره نتوانستهاند ایجاد کنند.
تنگه هرمز؛ نقطه برخورد سه قدرت
در نهایت، آینده تنگه هرمز به قدرت نظامی آمریکا، و توانایی ایران برای ایجاد اختلال در مسیرهای دریایی.ربط دارد
آمریکا میتواند تلاش کند کنترل عملیاتی بر تردد کشتیها را در دست بگیرد، اما تبدیل این کنترل نظامی به حاکمیت حقوقی مسئلهای کاملاً متفاوت است. به همین دلیل، عبارت «قلمرو آمریکا» بیشتر از آنکه یک واقعیت حقوقی تثبیتشده باشد، باید بهعنوان اعلام یک دکترین جدید برای کنترل راهبردی تنگه تلقی شود.
اگر مینروبی کامل شود، مسیرهای عبور امن تثبیت شوند و کشتیها بتوانند با اطمینان از نزدیکی خط آبهای سرزمینی عمان عبور کنند، بخش مهمی از اهرم سنتی ایران در تنگه هرمز کاهش خواهد یافت.
اما اگر تهران بتواند همچنان امنیت عبور کشتیها را تهدید کند، بحران ادامه خواهد یافت.
بنابراین، مرحله بعدی جنگ ممکن است نه با یک حمله بزرگ، بلکه با یک رقابت فرسایشی بر سر کنترل، کشتیرانی و اهرم اقتصادی تنگه هرمز تعریف شود؛ رقابتی که در یک سو آمریکا برای حفظ فشار و آزادی کشتیرانی تلاش میکند و در سوی دیگر ایران میکوشد نشان دهد که بدون توافق با تهران، امنیت کامل این آبراه امکانپذیر نیست.
در این میان، عمان نیز بازیگری تعیینکننده خواهد بود؛ زیرا هر طرح پایدار برای آینده تنگه باید واقعیت جغرافیایی و حقوقی آبهای عمان را در نظر بگیرد. به همین دلیل، نبرد اصلی بر سر هرمز ممکن است در نهایت نه فقط نبردی دریایی، بلکه نبردی بر سر کنترل اهرم اقتصادی و نظم امنیتی جدید خلیج فارس و منطقه باشد.
Stay ahead of the headlines
Get an email whenever a new article or video is published — independent analysis on Washington, Jerusalem and Tehran, straight to your inbox. No noise, no spam.
Unsubscribe anytime. Prefer video? Subscribe on YouTube to catch every episode.