بدهی آمریکا به اسرائیل؛ از تعهد امنیتی تا هزینههای ژئوپلیتیک Israel
۱۸ مرداد ۱۴۰۵
نگارنده: آلبرت بوته ساز
August 2026
حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ پس از آن، رابطه ایالات متحده و اسرائیل را وارد یکی از حساسترین و پیچیدهترین دورههای تاریخ خود کرد. واشنگتن از نخستین روزهای جنگ، حمایت سیاسی، نظامی و اطلاعاتی گستردهای از اسرائیل ارائه داد و بار دیگر نشان داد که امنیت اسرائیل یکی از عناصر مهم سیاست خاورمیانهای آمریکا است. اما این حمایت تنها یک تصمیم مقطعی در واکنش به حملات ۷ اکتبر نبود؛ بلکه مجموعهای از تعهدات بلندمدت را برای آمریکا ایجاد کرد که میتوان از آن بهعنوان نوعی «بدهی استراتژیک» آمریکا به اسرائیل یاد کرد.
پس ازجنایات حماس در ۷ اکتبر، ایالات متحده باید از اسرائیل سپاسگزار باشد. دولت یهود، طیف وسیعی از بازیگران شبهنظامی را که از ایالات متحده متنفرند و آمریکاییها را کشتهاند، از بین برده است. با این حال، جنگ غزه، با تلفات غیرنظامی قابل توجه آن، بخش زیادی از حزب دموکرات را علیه اسرائیل برانگیخته و روابط اروپا و اسرائیل را دچار شکاف کرده است. دشمنان اسرائیل در جناح چپ، دولت یهود را به عنوان یک دولت «آپارتاید» نامشروع طرفدار ترامپ به تصویر میکشند و این جنگ همچنین احساسات ضد اسرائیلی را در گوشههایی از جناح راست آمریکا برانگیخته است.
این خصومت با اسرائیل اجتنابناپذیر نبود؛ جنگها گاهی اوقات خاورمیانه را به سمت بهتر شدن تغییر دادهاند. جنگ شش روزه را در نظر بگیرید. در دهه ۱۹۶۰، جمهوریهای رادیکال عربی به رهبری جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر، با اتحاد جماهیر شوروی متحد شدند. ناصر به پایان دادن به کار بریتانیا در خاورمیانه کمک کرد، شیخنشینهای نفتخیز خلیج فارس را تهدید کرد و اسرائیل را به ستوه آورد. ناسیونالیسم عربی – ترکیبی خام از سوسیالیسم، مخالفت با امپریالیسم غرب، شوونیسم فرهنگی خشونتآمیز و گاهی غرور نه چندان پنهان مسلمانی – در منطقه قدرت گرفته بود. ناصر و عربگرایی ستیزهجو، آینده به نظر میرسیدند.
تعهد امنیتی آمریکا
پس از حمله حماس، دولت آمریکا به سرعت حمایت خود را از حق اسرائیل برای دفاع از خود اعلام کرد. واشنگتن نیروهای نظامی و تجهیزات بیشتری را به منطقه اعزام کرد و حضور دریایی خود را در شرق مدیترانه و خاورمیانه افزایش داد. هدف این اقدام تنها حمایت از اسرائیل نبود؛ بلکه ارسال پیامی بازدارنده به ایران و گروههای مسلح وابسته یا نزدیک به تهران نیز محسوب میشد.
حضور ناوهای هواپیمابر، سامانههای دفاع هوایی و نیروهای آمریکایی در منطقه، هزینههای نظامی قابل توجهی برای ایالات متحده ایجاد کرد. در نتیجه، جنگ غزه عملاً آمریکا را بیش از گذشته در معادلات امنیتی خاورمیانه درگیر کرد.
کمکهای نظامی و تسلیحاتی
یکی از مهمترین ابعاد این تعهد، کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل است. اسرائیل برای ادامه عملیات نظامی خود به حجم قابل توجهی از مهمات، سامانههای دفاع موشکی، قطعات یدکی و تجهیزات پیشرفته آمریکایی نیاز داشته است.
آمریکا علاوه بر استفاده از سازوکارهای معمول کمک نظامی، در سالهای پس از ۷ اکتبر بستههای کمک اضطراری و اعتبارات جدیدی را نیز برای اسرائیل در نظر گرفت. بخش قابل توجهی از این کمکها برای تقویت سامانههای دفاعی اسرائیل، از جمله گنبد آهنین، و همچنین تأمین مهمات و تجهیزات مورد نیاز ارتش این کشور اختصاص یافت.
از نگاه واشنگتن، این حمایت بخشی از تعهد دیرینه آمریکا به حفظ «برتری کیفی نظامی» اسرائیل در منطقه است. اما از سوی دیگر، استمرار این روند میتواند هزینههای سیاسی و مالی بیشتری برای دولت آمریکا ایجاد کند.
حمایت سیاسی؛ سرمایهای که هزینه دارد
تعهد آمریکا تنها نظامی نیست. واشنگتن در سازمان ملل متحد و سایر نهادهای بینالمللی نیز در بسیاری از مقاطع از اسرائیل حمایت کرده است. این حمایت دیپلماتیک برای اسرائیل اهمیت فراوانی دارد، اما برای آمریکا بدون هزینه نیست.
پس از افزایش تلفات غیرنظامیان در غزه، فشار داخلی و بینالمللی بر دولت آمریکا افزایش یافت. بخشی از جامعه آمریکا، بهویژه جوانان و گروههای ترقیخواه، خواستار محدود شدن حمایت نظامی واشنگتن از اسرائیل شدند. در مقابل، بخش دیگری از افکار عمومی و کنگره معتقدند آمریکا باید بدون ابهام در کنار اسرائیل بایستد.
به این ترتیب، دولت آمریکا با یک معضل دشوار روبهرو شده است: چگونه هم تعهد خود به امنیت اسرائیل را حفظ کند و هم از افزایش هزینه سیاسی این حمایت در داخل آمریکا جلوگیری کند؟
ایران و گسترش دامنه تعهد آمریکا
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ پس از ۷ اکتبر، افزایش تنش میان آمریکا و ایران بود. حملات نیروهای نیابتی ایران علیه نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه و همچنین تهدیدات علیه کشتیرانی در دریای سرخ، واشنگتن را مجبور کرد حضور نظامی خود در منطقه را افزایش دهد.
در این شرایط، حمایت از اسرائیل دیگر صرفاً به جنگ غزه محدود نمیشود. آمریکا اکنون با شبکهای از بحرانها از لبنان و سوریه گرفته تا عراق، دریای سرخ و خلیج فارس روبهرو است. هرچه دامنه این بحرانها گستردهتر شود، هزینه تعهد آمریکا به امنیت اسرائیل نیز افزایش مییابد.
با این حال، آمریکا نیز منافع مستقلی دارد. واشنگتن نمیخواهد وارد جنگی گسترده با ایران شود، نمیخواهد نیروهای آمریکایی در منطقه هدف حملات مداوم قرار گیرند و نمیخواهد بحران خاورمیانه منابع و توجه استراتژیک آمریکا را از رقابت با چین منحرف کند.
از همین رو، احتمالاً سیاست آمریکا در سالهای آینده ترکیبی از حمایت و فشار خواهد بود: حمایت از امنیت اسرائیل، همراه با تلاش برای جلوگیری از گسترش جنگ و کنترل هزینههای آن.
نتیجهگیری
پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، رابطه آمریکا و اسرائیل وارد مرحلهای شد که در آن مفهوم «تعهد» اهمیت بیشتری از گذشته پیدا کرده است. آمریکا سرمایه نظامی، سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی برای حمایت از اسرائیل صرف کرده و در مقابل، انتظار دارد اسرائیل نیز در جهت ثبات منطقهای و جلوگیری از گسترش جنگ حرکت کند.
جهل تاریخی بخشی از عصر اینترنت است. یهودستیزی نیز همینطور. اسرائیل احتمالاً جنگهای بسیار بیشتری را در پیش دارد. آیا واشنگتن درک و شجاعت لازم را برای ایستادن در کنار متحدی که بارها نفوذ آمریکا را در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن افزایش داده است، خواهد داشت؟ همه دشمنان اسرائیل، دشمنان آمریکا نیستند. اما تعداد کافی از آنها وجود دارند که کاری بیش از آرزوی خوب برای اسرائیل انجام دهند.
چالش اصلی برای واشنگتن اکنون یافتن نقطه تعادل است: حفظ امنیت و برتری نظامی اسرائیل، بدون آنکه آمریکا در جنگی فرسایشی و گسترده در خاورمیانه گرفتار شود. آینده روابط آمریکا و اسرائیل تا حد زیادی به توانایی دو کشور برای یافتن همین تعادل بستگی خواهد داشت.
جلوتر از تیتر خبرها باشید
با انتشار هر مقاله یا ویدیوی تازه، یک ایمیل دریافت کنید — تحلیل مستقل درباره واشنگتن، اورشلیم و تهران، مستقیم در صندوق ایمیل شما. بدون مزاحمت، بدون هرزنامه.
هر زمان میتوانید لغو عضویت کنید. ویدیو را ترجیح میدهید؟ در یوتیوب دنبال کنید تا هیچ قسمتی را از دست ندهید.