پیوند بین دو جنگ


Published on:

آگوست 2024

ترجمه: آلبرت بوته ساز

نویسنده: جرج فریمن

در چند روز گذشته، دو بیانیه برای بازتعریف خاورمیانه آمده است – اگرچه این بیانیه نه از سوی اسرائیل یا حماس، بلکه توسط متخاصمان در درگیری بیش از هزار مایل دورتر صادر شده است. اولین مورد از مسکو بود که گفت مناقشه در اوکراین تا پایان سال 2024 حل خواهد شد. دیگری از کیف بود که چارچوب زمانی مشابهی را برای حل و فصل ارائه کرد.

استراتژی روسیه در آغاز تهاجم این بود که اوکراین را به سرعت و قاطعانه درهم بشکند. استراتژی اوکراین این بود که به اندازه کافی مقاومت کند تا اراده روسیه برای مبارزه را از بین ببرد. هیچ کدام موفقیت آمیز نبودند و جنگ بیش از دو سال است که ادامه دارد. از این رو، اعلامیه‌ها مبنی بر پایان یافتن درگیری‌ها، بیشتر برای روسیه مشکل ساز بود تا اوکراین، زیرا شهرت این کشور به داشتن ارتشی قدرتمند از بین رفت. در جنگ، موفقیت می تواند در عرض چند روز به شکست تبدیل شود و به نظر نمی رسید که این دو بیانیه تلاشی هماهنگ باشد. تا زمانی که انجام نشود هیچ چیز قطعی نیست. با این حال، منطق پشت هر دو بیانیه با توجه به تاریخ و وضعیت کنونی جنگ درست به نظر می رسد.

در این بین، اوکراین باید اقتصادی را بازسازی کند که نه تنها خود را حفظ کند، بلکه اوکراین را در سطحی نسبت به بقیه اروپا قرار دهد، در حالی که به سرعت تدارکات نظامی تولید می کند که می تواند از اقدامات بیشتر روسیه جلوگیری کند. وظیفه روسیه تا حدودی متفاوت است. این کشور به اوکراین حمله کرد تا از ناتو به خود عمق استراتژیک بدهد. مسکو که نتوانست کشور را اشغال کند، همین امر را دارد، اما اکنون باید به دنبال مناطق حائل دیگر و کمتر بهینه باشد. این ممکن است کرملین را وادار کند که نفوذ خود را افزایش دهد و شاید بازدارندگی بهتری را در دیگر راه‌های بالقوه روسیه ایجاد کند – بالتیک، لهستان، مجارستان و بالکان، به نام چند مورد. برای مسکو، اینها را می توان از نظر سیاسی و اقتصادی مدیریت کرد، بنابراین فقط یک موضوع نظامی نیست، اما جغرافیا حکم می کند که تهدید نظامی باقی بماند.

روسیه همچنین باید توازن را در قفقاز حفظ کند، جایی که تهدیدات برای جنوب روسیه می‌تواند سرچشمه بگیرد و آمریکا و ناتو در کمین آن هستند. شاید مهمترین ملت در این منطقه ایران باشد که از نظر دین و فرهنگ با آذربایجان پیوند خورده است، یک ملت قفقازی که در صورت حمایت از یک ملت بسیار قدرتمند، تهدیدی بالقوه برای روسیه است. آذربایجان به عنوان حائل بین روسیه و ایران عمل کرده و اکنون با روسیه متحد شده است. تسلط بر قفقاز دشوار است، اما یک فرصت بالقوه در خاورمیانه باز شده است.

قفقاز شمالی و جنوبی

بین ایران از یک سو و اسرائیل و آمریکا از سوی دیگر خطر جنگ قابل قبولی وجود دارد. ایالات متحده از یک جنگ سود چندانی ندارد اما چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. روسیه از چنین جنگی حمایت می کند، زیرا ایالات متحده را بسیار در جنوب روسیه به دام می اندازد و در عین حال در را به روی حمایت و نفوذ روسیه باز می کند. همچنین امکان سرمایه گذاری مشترک با ایران در قفقاز از طریق آذربایجان را باز می کند. روسیه و ایران دشمن یکسانی در آمریکا و شبکه ای از کشورهای دوست هر دو دارند. آنها با هم یک نیروی هولناک می سازند. اگر روسیه بر دولتی نفوذ داشت که قبلاً با آن روابط قوی نداشت، روسیه را در موقعیت قدرتمندی قرار می داد، به ویژه پس از ضربه ای که در اوکراین خورد. روسیه جناح جنوبی خود را ایمن خواهد کرد و موقعیت خوبی برای عملیات آینده خواهد داشت.

در شرایط فعلی، به نظر می رسد مسکو در حال ارسال سلاح به ایران است در حالی که اسرائیل در حال آماده شدن برای یک حمله بزرگ است که واشنگتن با آن مخالف است. این شکاف هدیه دیگری به روس‌ها است زیرا روابط آمریکا و اسرائیل را که تهدیدی دائمی برای منافع روسیه در خاورمیانه بوده تضعیف می‌کند. ایران به نوبه خود نسبت به رابطه با روسیه و توشه هایی که ممکن است به همراه داشته باشد، محتاط است. اما یک جنگ می‌تواند تهران را به رغم تردیدهایش به مسکو نزدیک‌تر کند.

این پیوند بین جنگ اوکراین و جنگ اعراب و اسرائیل است. ایالات متحده ممکن است خود را در حال جنگ علیه ایران بیابد که نمی خواهد. اما تسلط روسیه بر قفقاز و داشتن ایران به عنوان متحد، عملکرد ضعیف این کشور در اوکراین را جبران خواهد کرد. روسیه را به قدرتی در خاورمیانه تبدیل می کند و ایالات متحده را در موقعیتی قرار می دهد که یا میدان نبرد را رها کند (و شکست خورده به نظر برسد) یا وارد یک جنگ وحشیانه و خطرناک شود (که روسیه از طریق روابط خود با ایران تا حدودی کنترل خواهد کرد.).

البته ممکن است این اتفاق نیفتد. اما اسرائیل غوغا می کند، ایالات متحده در حال حرکت است، روسیه پس از اوکراین به پیروزی نیاز دارد و ایران می خواهد بازیگر اصلی باشد. این سناریو آنقدرها هم که به نظر می رسد بعید نیست