پیش‌بینی ۲۰۲۵: خاورمیانه و شمال آفریقا


Published on:

این منطقه پس از حمله ۷ اکتبر هنوز در حال کنار هم قرار گرفتن است.

ترجمه آلبرت بوته ساز

-۳۱ ژانویه ۲۰۲۵

خاورمیانه منطقه‌ای با اکثریت عرب است، اما به استثنای یک دوره ۲۰۰ ساله که از اوایل قرن هفتم آغاز شد، اعراب هرگز قدرت غالب در آنجا نبوده‌اند. از قرن نهم، قدرت‌های فارسی و ترکی تا زمان فروپاشی امپراتوری عثمانی که منجر به کنترل استعماری توسط بریتانیا و فرانسه شد، هژمون‌های منطقه‌ای بودند. تنها پس از پایان استعمار بود که خاورمیانه مدرن به عنوان منطقه‌ای از دولت-ملت‌ها، البته در سایه جنگ سرد، ظهور کرد.

قدرت‌های غیرعرب از آن زمان به ویژه پس از ورود ایالات متحده به جنگ عراق و افغانستان پس از حمله ۱۱ سپتامبر، در حال افزایش قدرت بوده‌اند. اسرائیل از زمان تشکیل کشورش در سال ۱۹۴۸، رو به رشد بوده است. انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، اسلام‌گرایان شیعه ایرانی را به قدرت رساند که از طریق نیروهای نیابتی خود، به طور پیوسته از تهران تا شرق مدیترانه نفوذ پیدا کرده‌اند. و اگرچه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، با تکیه بر اقتصاد نفتی خود، به عنوان بازیگران تأثیرگذار در منطقه ظهور کردند، اما رفتارهای آنها عمدتاً تحت تأثیر فعالیت‌های اسرائیل و ایران است. در همین حال، قیام‌های منطقه‌ای سال ۲۰۱۱، بسیاری از کشورهای عربی را بیش از پیش تهی کرد و به ترکیه فضایی برای ظهور به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای، هرچند حاشیه‌ای، داد.

این تا زمان حمله ۷ اکتبر ادامه داشت که پیامدهای آن شامل نابودی گروه نیابتی اصلی ایران، حزب‌الله، و فروپاشی رژیم اسد در سوریه است. از همه مهم‌تر، رقابت دو طرفه بین اسرائیل و ایران، که از دستاوردهای اسرائیل متزلزل شده و سعی در حفظ آنچه در عراق دارد، دارد، اکنون شامل یک بازیگر سوم می‌شود: ترکیه. بخش عمده‌ای از آنچه در سال ۲۰۲۵ در خاورمیانه اتفاق می‌افتد، از این واقعیت جدید ناشی می‌شود.

پیش‌بینی

رقابت بین اسرائیل و ترکیه داغ‌تر خواهد شد. منافع متضاد، ناگزیر اسرائیل و ترکیه را به نوعی رویارویی سوق خواهد داد. با این حال، مسائل فوری‌تر در سوریه مانع از درگیری آنها در سال ۲۰۲۵ خواهد شد: اسرائیل می‌خواهد جناح شمالی خود را از تهدید رو به رشد سنی که جایگزین تهدید قدیمی بازیگران مورد حمایت ایران و عمدتاً شیعه شده است، ایمن کند، در حالی که ترکیه سعی خواهد کرد جدایی‌طلبی کردها را در شمال سوریه مهار کند و تلاش‌های ایران برای بازپس‌گیری جایگاه خود در مرز عراق و سوریه را دفع کند.

نارضایتی سیاسی در اسرائیل. اسرائیل احتمالاً با نزدیک شدن به پایان این مرحله از جنگ غزه (چیزی که دولت جدید ترامپ برای آن تلاش می‌کند) خود را در بحران داخلی خواهد یافت. مبارزه سیاسی بین جناح راست اسرائیل و مخالفانش – مبارزه‌ای که با جنگ در غزه، لبنان، سوریه، یمن و ایران به حالت تعلیق درآمده بود – دوباره ظهور خواهد کرد و با شکست اسرائیل در خنثی‌سازی کامل حماس تشدید خواهد شد. آینده غزه و وضعیت شکننده در کرانه باختری، نقطه کلیدی اختلاف در چشم‌انداز تقسیم‌شده اسرائیل خواهد بود.

ساختار قدرت جدیدی در ایران شکل خواهد گرفت. مهم‌ترین تحولات سیاسی داخلی در سال ۲۰۲۵ در ایران رخ خواهد داد، جایی که یک انتقال رهبری بی‌سابقه در شرف وقوع است. شکست‌های ایران در شام و نیاز آن به دستیابی به تفاهم با دولت ترامپ، مبارزه قدرت داخلی بین عناصر عمل‌گراتر رژیم و ایدئولوگ‌های رادیکال‌تر را شکل خواهد داد. در نهایت، رژیم با توجه به نزاع سیاسی و نابسامانی اقتصادی خود، مجبور به مذاکره برای نوعی مصالحه با واشنگتن خواهد بود، اما محدودیت‌های هر دو طرف مانع این روند خواهد شد. در هر صورت، انتظار می‌رود ارتش ایران – ترکیبی از نیروهای مسلح منظم و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – قدرت بیشتری در نظام سیاسی به دست آورد.

اعراب در دو جبهه می‌جنگند. اکنون که تهدید ایران فروکش کرده است، کشورهای عربی بر دو جبهه متمرکز خواهند شد. اول، آنها سعی خواهند کرد از جایگزینی ترکیه به عنوان هژمون منطقه‌ای جلوگیری کنند. دوم، آنها باید اسرائیل را مدیریت کنند که موفقیت آن به برنامه‌های احیای غزه و به طور گسترده‌تر، به مسئله بی‌پاسخ فلسطین بستگی دارد. آنها می‌خواهند مطمئن شوند که درگیری اسرائیل و فلسطین بر مصر و اردن که همچنان در معرض پیامدهای منطقه‌ای هستند، تأثیری نمی‌گذارد.

روسیه دوباره به قدرت برمی‌گردد. روسیه نیز مانند ایران، شاهد تضعیف موقعیت خود با فروپاشی دولت سوریه بوده است. اما بدون گزینه نیست. روابط آن با آنکارا و تهران به آن کمک می‌کند تا بخشی از نفوذ خود را در سوریه حفظ کند. نیاز حاکمان جدید اسلام‌گرای سنی به کمک خارجی، به کرملین اهرم فشاری برای مذاکره در مورد آینده پایگاه‌های هوایی و دریایی خود در این کشور خواهد داد. روسیه همچنین به همکاری نزدیک با ایران ادامه خواهد داد که پیامدهایی برای آذربایجان دارد، کشوری که با توجه به روابط نزدیک باکو با اسرائیل، برای تهران مهم خواهد بود.