Published on:
Share on Facebook Share on Twitter
آلبرت بوته ساز
فوریه 2024
ایرانیان، بر خلاف هر ملت دیگری در خاورمیانه، تحت دو رژیم بسیار متفاوت زندگی کرده اند – رژیم شاهنشاهی ۱۹۲۵-۱۹۷۹ و حکومت دینی اسلامی از سال ۱۹۷۹ – و هر دو را رد کرده اند. ایران تنها کشور خاورمیانه است که در قرن بیستم دو انقلاب داشته است. اعتقاد به ارزش قانون اساسی و دولت نماینده بیش از یک ایده وارداتی غربی برای ایرانیان است. ایران در انقلاب مشروطه ۱۱-۱۹۰۵ قوانین مدون را به عنوان ابزاری برای کنترل نفوذ خارجی پذیرفت. ایرانیان سابقه ۱۲۰ ساله استفاده از تظاهرات خیابانی برای مخالفت با قدرت وقت را دارند.
برخلاف اعتراضات گذشته در دیگر کشورهای خاورمیانه،جنبش مردمی امروز در ایران میتواند نظمی کثرتگرای پایدار را به وجود آورد.
در هیچ کشور عربی – حتی مصر که طبقات روشنفکر و سیاسی در آن تحت اشغال انگلیس عمیقاً غربی شده بودند – ما شاهد آن نوع جوش و خروش سیاسی و انتقاد از استبداد اعم از سکولار و مذهبی نبوده ایم که از انقلاب مشروطه در ایران دیده ایم. .
حکومت پادشاهی دین را به وسیله ای برای اعتراض سیاسی و وسیله ای برای ایجاد حکومت نمایندگی تبدیل کرد. چهل سال حکومت روحانیت دینداری ایرانیان را تضعیف کرده است، اما اشتیاق آنان را برای به دست آوردن آزادی های اساسی و حقوق اولیه بشر کم نکرده است. ایران به کشور مساجد خالی و غرور ملی کاملاً سکولار تبدیل شده است.جمهوری اسلامی علیرغم اینکه بیش از یک دهه در گیرودار تغییر رژیم تکاملی بود، وبعد از۴۴ سال با مقیاس بیسابقه اعتراضات سراسری در سال گذشته، که با کشته شدن مهسا جرقه زد روبرو شد . اگرچه تظاهرات ها تاکنون برای تهدید واقعی رژیم کافی نبود، ،نرم کردن قانون ضد حجاب، مسمومیت حدود ۱۰۰۰ دختر دانش آموز توسط آنچه بسیاری گمان می کنند افراط گرایان مذهبی بودند موقعیت جمهوری اسلامی را نرم تر کرده است.
اگر در مورد مسائلی مانند حجاب بیش از حد مصالحه کند، خطر جرات بخشیدن به توده ها را برای اعمال فشار برای تغییر بیشتر دارد. دولت میداند که سالها مخالفت عمومی به طور فزایندهای تهدیدی برای نظام روحانیت است. در همین حال، منابع زیادی را صرف استراتژی امنیت ملی برای حفظ و گسترش حوزه نفوذ تهران در سراسر منطقه کرده است.
قیام بهار عربی ۲۰۱۱ در سوریه این استراتژی را به چالش کشید و تهران را مجبور کرد که منابع بیشتری را برای حمایت از رژیم اسد اختصاص دهد. تقریباً در همان زمان، ایالات متحده کمپین تحریمهای خود علیه تهران را تشدید کرد تا تلاشهای این کشور برای تولید سلاح هستهای را متوقف کند. اوضاع به حدی بد شد که تهران دیگر نتوانست اهداف سیاست خارجی خود را با الزام مدیریت اقتصاد سیاسی داخلی خود متعادل کند و به این ترتیب، در اواخر سال ۲۰۱۳، دولت حسن روحانی، رئیس جمهور وقت، وارد مذاکراتی شد که به توافق هسته ای ۲۰۱۵ با ایالات متحده ختم شد.
تهران امیدوار بود که کسب درجهای از کاهش تحریمها بدون تسلیم کامل برنامه تسلیحات هستهایاش، به این کشور اجازه میدهد تا شرایط اقتصادی را در داخل بهبود بخشد و در عین حال به او اجازه دهد از نیروهای نیابتی خود در عراق، سوریه، لبنان، یمن و افغانستان حمایت کند. این تلاش نیز زمانی که دولت ترامپ توافق هسته ای را لغو کرد، خنثی شد. از آن زمان تاکنون،جمهوری اسلامی هدف چندین عملیات مخفی اسرائیل در داخل و سوریه بوده است. کمی تصادفی است که در همان زمان ,ناآرامی های دوره ای را در واکنش به خرابی اقتصادی تجربه کرده است.
بحران ایمان
برای دهه ها، رهبران مذهبی ایران تلاش کرده اند تا مطمئن شوند که کشور در مسیری محافظه کارانه و اسلامی باقی می ماند. تعلیمات دینی را گسترش داده اند. از مومنان خواسته شده است که فرزندان بیشتری داشته باشند. کسانی که به نظر می رسد آنچه را که دولت به عنوان رفتار ضد اسلامی از خود نشان می دهند، در معرض خطر کامل قانون قرار می دهند.تظاهرات ماهها در ایران علیه ارزشهای اساسی نظام اسلامی نشان میدهد که این کشور مسیر دیگری را طی کند.
دختران نوجوان اکنون ویدئوهایی را از یکدیگر به اشتراک می گذارند که روی عکس های بنیانگذار جمهوری اسلامی، روح الله خمینی و جانشین وی، علی خامنه ای، پایکوبی می کنند. از جوانان ایرانی در حال کوبیدن عمامه از روی سر روحانیون با انتشار فیلم در فضای مجازی فیلم گرفته شده است. هزاران زن در حال حاضر بدون حجاب یا روسری اجباری در خیابانهای تهران قدم میزنند،
کاری که تا چند ماه پیش یک اقدام نادر از سرکشی به شمار میرفت.
این یک چرخش سکولار است که مدتهاست در جریان است. در سالهای منتهی به اعتراضات کنونی، مردان و زنان جوان ایرانی با سرپیچی از ناهنجاری های محافظهکار اسلامی، آزادانه در کافیشاپهای تهران گرد هم میآمدند. شهرنشینان مرفه در سواحل دریای خزر خانههایی داشتند که مردان و زنان غیرمرتبط با هم به تعطیلات میپرداختند. برای عده معدودی ، مواد مخدر، الکل و دامن های کوتاه. – که همگی غیرقانونی بودند – از ویژگی های معمول مهمانی های خانگی است..
اکنون بسیاری از کسانی که به دنبال آزادیهای بیشتر بودند، خواستار پایان دادن به خود جمهوری اسلامی هستند، که اغلب در معرض خطر بزرگی قرار دارد و یکی از بزرگترین چالشها برای جمهوری اسلامی از زمان انقلاب ۱۹۷۹ است .جامعه ایران از هر نظر اکنون سکولارتر، به طور قطعی ضد دین، و قاطعانه تر از همیشه ضد روحانی است.
تغییر فرهنگی
قیام فمینیستی ایران چالشی جدی برای رژیم اسلامی است. از ماه سپتامبر، رسانه های جهان مملو از تصاویر مردان و زنانی هستند که در خیابان ها تظاهرات می کنند. اما همه ایرانیان با رویاهای معترضان در مورد جامعه ای برابرتر و سهل گیرانه شریک نیستند. در واقع، مخالفان معترضان چیزی بیش از قدرت سرکوب دولت در کنار خود دارند. آنها نیز درصد قابل توجهی دارند.
چشم انداز حکومت کنونی برگرفته از دیدگاه روح الله خمینی است که در آرزوی ایجاد یک دولت و جامعه ناب اسلامی با الگوبرداری از ۱۴۰۰ سال پیش میباشد.. خمینی گرایان قاطعانه ضد غرب و ضد لیبرال هستند. آنها اصول اصلی نظم جهانی پس از ۱۹۴۵ – بازارهای باز، دموکراسی، صلح و رهبری ایالات متحده – و همچنین مشروعیت دولت اسرائیل را رد می کنند
اکثر اصلاح طلبان برای برقراری مجدد رابطه با ایالات متحده آماده هستند، اما همچنان ایران را به عنوان یک کشور پسااستعماری آسیب دیده می بینند که استقلال خود را با مقاومت در برابر نفوذ خارجی ابراز می کند.
چشم انداز جنبش انقلابی گذر از جمهوری اسلامی و تغییر فرهنگ و احترام حقوق شهروندان می باشد.
جنگ حجاب
حجاب از زمان انقلاب اسلامی به عنوان یک نماد سیاسی پویا و پربار در ایران بوده است
نماد سیاسی حجاب همچنین نقش مهمی در دوران پیش از انقلاب اسلامی ایفا کرد، زمانی که قشری از زنان برای اعتراض به سلطنت شاه و نشان دادن تمایل خود برای پیوستن به قیامی که در نهایت به حکومت او پایان داد، حجاب را پوشیدند.
نماد گرایی آن پس از آنکه انقلاب اسلامی خصلت ظالمانه و وحشیانه خود را آشکار کرد، ادامه یافت، زمانی که مخالفت با حجاب نه تنها نمادی از رهایی زنان، بلکه مخالفت با رژیم بود. زنان ویدئوهایی را به اشتراک گذاشتند که در آنها بدون حجاب یا با سرکشی برداشته شده بودند.
نظرسنجی ها در سال 2018 نشان داد که حمایت از حجاب از حدود 85 درصد در اوایل دهه 1980، در سال های بلافاصله پس از انقلاب، به حدود 35 درصد کاهش یافته است و تغییر فرهنگی خانواده ها را از هم می پاشد و نسل ها را از هم جدا می کند.
مرگ مهسا امینی به سرعت باعث نارضایتی عمیق مذهبی های سالخورده ایران شد و در برخی موارد والدین و فرزندان را در مقابل یکدیگر قرار داد.
نسل z در خط مقدم
متولدین سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۱ در فارسی به دهه هشتادی معروف هستند و در غرب به عنوان نسل Z شناخته می شوند.این گروه از جوانان ایرانی تنها در حدود ۶ میلیون که کمتر از ۷ درصد از جمعیت ۸۳ میلیونی ایران را تشکیل می دهد با این حال بدون شک از خط مقدم جنبش انقلابی هستند.
به طور کلی، نسل Z ایرانیان شهرت بیتفاوتی نسبت به سیاست، مذهب، آداب و رسوم و سنتها را دارند، مانند بسیاری دیگر از همسن و سالهای خود در سراسر جهان. برخلاف نسلهای پیشین در ایران، آنها نگران قضاوت شدن نیستند و آشکارا درباره علایق یا ناپسندیهای خود صحبت میکنند، حتی اگر با صدای بلند از خطوط قرمز سنتی نظام حاکم عبور کند.
نسل z مانند نسل قبل به آرمانگرایی و ایدهآلسازیهای ایدئولوژیک پایبند نیست و عموماً از تخیل بر فراز ابرهای خیالی اجتناب میکند.
نسل Z ایران درصد کمی از جمعیت کشور را تشکیل میدهد و برخلاف والدین و پدربزرگها و مادربزرگهایشان که تحت فشارهای اجتماعی محافظهکارانه و سانسور سیستم حاکم در دهههای قبل بودند نسل Z با دسترسی به اطلاعات در رسانههای اجتماعی به آنها مهارتهای تحلیلی بهتر، برای بیان نگرانیهایشان و شهامت صحبت کردن را به آنها داده است.
در نتیجه این نسل تمایل به زیر سوال بردن اقتدار دارد، به خطوط قرمز موجود توسط جامعه یا رژیم اعتقادی ندارد و حاضر نیستند که خرافات و اعتقادات مذهبی والدین خود را قبول و اجرا کنند.
ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی
اگرچه روحانیون هنوز از اقتدار قابل توجهی برخوردار هستند، اما قدرت آنها نیز کاهش یافته است،. اما در برخی موارد، کسانی که دارای اعتبارات مذهبی بهتری هستند به نفع کسانی که به خامنه ای وفادارتر هستند کنار گذاشته شده اند. اغراق نیست اگر بگوییم ایران جمهوری اسلامی خامنه ای است. او نزدیک به 35 سال در راس کار بوده است و در طی آن انتصابات در .پست های ارشد روحانی، سیاسی و نظامی را بر عهده داشته و از طریق مکانیسم های دقیق نظارت قدرت را حفظ کرده است.
قدرت رهبران منتخب از اواسط دهه ۲۰۰۰، زمانی که روحانیت و سپاه پاسداران شروع به پر کردن قوه مقننه با وفاداران تندرو کردند و زمانی که خامنه ای و رئیس جمهور وقت محمود احمدی نژاد در سال ۲۰۰۹ با یکدیگر درگیر شدند، کاهش یافته است.
در زیر نظر خامنه ای بود که سپاه به عنوان تنها نهاد مهم کشور مطرح شد. در ابتدا به عنوان یک نیروی نظامی نخبه ایدئولوژیک مسئول حفظ رژیم تصور می شد، اما از آن زمان در غیاب اعتماد به دستگاه های اطلاعاتی متعارف، مجری قانون و نظامی، قدرت و نفوذ زیادی به دست آورد. بسیار قدرتمند شده است زیرا خامنه ای و روحانیون برای بقای سیاسی خود کاملاً به آن وابسته شده اند .وعملا سپاه پاسداران تبدیل به بستر جمهوری اسلامی شده است.
در چند دهه گذشته، سپاه کنترل امنیت داخلی، مخابرات، صادرات نفت، بخشهای صنعتی و خدماتی، توسعه موشکی و برنامه تسلیحات هستهای را به دست آورده است. مجلس از جانبازان سپاه پرجمعیت است، کابینه و دولت های استانی. و اکنون که روحانیت رو به زوال است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در موقعیت خوبی قرار دارد که پس از مرگ خامنه ای، بر کل سیاست ایران تسلط کامل پیدا کند اگراز ریزش و شکاف داخلی بتواند گذار کند.
با این حال، سپاه با چالشهای مهمی مواجه است که برجستهترین آنها از سوی نیروهای مسلح عادی کشور، ارتش است که از نظر عددی یک نیروی برتر است. این دو گروه نظامی تاکنون از طریق یک ساختار فرماندهی ستاد مشترک که اسماً زیر نظر وزارت دفاع است اما مستقیماً به خامنهای گزارش میدهد، در کنار هم نگه داشته شدهاند. نحوه همکاری سپاه و ارتش با یکدیگر در دوران پس از خامنهای، در حالی که سپاه در حال حاضر نقش بزرگی در جمهوری دارد، برای بقای رژیم حیاتی خواهد بود.
در واقع، آنچه به رژیم کمک کرده تا آخرین موج ناآرامی را مدیریت کند، ترس از خلاء قدرت و عدم اطمینان از ناشناخته ها است. تعداد زیادی از ایرانیان وجود دارند که می خواهند رژیم از بین برود، اما از هرج و مرج می ترسند. این می تواند به نفع سپاه پاسداران، ضامن نهایی امنیت و حفظ رژیم باشد، تمام شود.
با توجه به خشم عمومی نسبت به روحانیون به دلیل تحمیل وحشیانه ایدئولوژی اسلام گرای شیعی، سپاه پاسداران می تواند با اتخاذ مواضع معتدل تر در مورد مسائل اجتماعی، موقعیت خود را تقویت کند. اما به دلایل بحران ایمان, تغییر فرهنگی, جنگ حجاب و مبارزه نسل Z ,سپاه با شرایط مشکل و غیرقابل پیشبینی بعد از مرگ خامنه ای روبرو خواهد شد. بدون در نظر گرفتن پیدایش آلترناتیو در خارج به عنوان قدرت جایگزین و دخالت خارجی.
به هر حال، این گروه به اندازه تشکیلات مذهبی تئوکراتیک نیست، حتی اگر بسیاری از افسران مافوق آن بیشتر ایدئولوژیک باشند. و این چیزی نیست از دشواری های روزمره حکومت داری بکاهد. بخشهای متحرک بسیار زیادی برای این رژیم وجود دارد که باید خود را با دوران پس از خامنهای که به سرعت نزدیک میشود، تطبیق دهد.
جنبش انقلابی مدتهاست که از موضوع قانون پوشش و تبعیض فراگیر زنان عبور کرده و خواستار آزادیهای اساسی و حقوق اولیه بشر و حکومت مردمی می باشد. اینها را نمی توان با اصلاحاتی که مدتهاست در داخل جمهوری اسلامی انکار می کردند، به دست آورد، بلکه تنها از طریق تغییر نظام انجام می شود.